خونه تکونی
سلام به همه ی دوستای گل خودم 
منم بالاخره وقت پیدا کردمو خونه تکونیمو شروع کردم.
اولش نمی خواستم خونه تکونی بکنم . چون واقعا خونمون تمیزه ولی چون سال جدید داره میاد منم دلم طاقت نیاورد و گفتم یه دستی به خونه بکشم و فرشامونو بشوریم.
خلاصه امروز شروع کردمو و اولشم از اتاق دختر گلم
شروع کردم.

عسل مامان هم از دیروز مریض شده و تب کرده. الهی بمیرم دخترم دیشب از تب و درد بدنش نتونست بخوابه
ولی بازم خدارو شکر که مریض میشه وزنش پایین نمیاد
تازه اشتهاش بیشتر هم میشه.
برای ناهار هم دارم آش میپزم. دختر گلم بخوره و زود زود خوب بشه
البته اینم بگم که من که از این طرف دارم خونه تکونی میکنم عسل جونم از اون طرف داره بهم میریزه
و عشق میکنه.![]()
اشکالی نداره برای من اونم نوشه.
وجود عسل برام خیلی مهمه برای همین هر کاری هم بکنه برای من عشقه.
در ضمن اگه بچه این کارارو نکنه که بچه نیست یه جور مریضه.![]()
بچه باید بریزه و بپاشه و مامان هم وظیفشه که پشت سرش جمع و جور کنه. البته با کمک خود بچه که بچه هم بدونه که بعد هر بریز بپاشی جمع و جور کردنی هم هست.![]()
دردو بلات به جونم بخوره دختر گلم.
اینم چند تا عکس از امروز و دیروز از عشقم :




فدات بشم من دختر گلم. نور چشمم. عشقم نفسم.
بعدشم میخوام یه دکوراسیون اساسی بدم به اتاق دخملم. کلا میخوام تغییرش بدم.
راستی عسل پاتر رو میشناسین؟![]()

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ فدای لبای شکلاتیت بشم من.

بانمک منننننننننننننننننننننننن
فدات بشم من. بزرگ بشی خودت چقدر میخوای بخندی به این عکسات . خخخخخخخخخخخخ
الهی دردت به جونم بخوره و هیچوقت هیچوقت هم مریضی و ناراحتیتو نبینم عشقم.
خب من برم اتاق دختر گلمو تموم بکنم بعد عکس اتاق عسلو با کلی تغییرات میذارم براتون .
فعلا با اجازه ی همه بایییییییی


خونه تکونی 

